7 دلیل اشتباه برای بچه دار شدن

7 دلیل اشتباه برای بچه دار شدن

 

اینکه چرا مردم بچه دار می شوند، پیچیده است. برای هزاران سال، حتی اگر در هر جامعه ای که از مصر باستان شروع شد (و بدون شک قبل از آن) تلاش های مستندی برای کنترل تولد وجود داشت، مردم بچه داشتند، زیرا اجتناب از بچه دار شدن آنها دشوار بود. در جوامع کشاورزی و قبیله ای، کودکان نه تنها نیروی کار بالقوه بلکه اعضای یک طایفه بودند. پسران راهی برای محافظت از اموال از نسلی به نسل دیگر ارائه کردند. دختران، به‌ویژه دختران بسیار ازدواج‌پذیر، راهی برای ایجاد پیوندهای جدید و تحکیم و کسب قدرت و کالا ارائه می‌کردند. و بله، حتی در آن زمان، مردم فقط به این دلیل که آنها را می خواستند صاحب فرزند شدند.

آنچه مطالعات ضد و نقیض نشان می دهد که داشتن یک فرزند شما را خوشحال تر از بدون فرزند بودن می کند، بسیار قابل بحث است. در حالی که اکثر مطالعات نشان می‌دهند که بهزیستی ذهنی در میان افراد دارای فرزند کاهش یافته است، تحقیقات اخیراً استدلال کرده‌اند که نتایج گمراه‌کننده هستند.در حالی که افرادی که با کودکان زندگی می کنند استرس بیشتری را گزارش می کنند، شادی بیشتری را نیز گزارش می کنند. آنها تمایل دارند، شاید تصادفاً، تحصیلات بهتر، سالم تر، متاهل تر، مذهبی تر باشند، که همگی ممکن است به خوشبختی کمک کنند.

تصمیم برای پدر و مادر شدن تصمیمی مهم است که باید تا حد امکان آگاهانه گرفته شود. امروزه که می توان به بچه دار شدن فکر کرد و آگاهانه در مورد آن تصمیم گرفت؛ برعکس گذشته که فرزندآوری یک انتخاب نبود؛ چه خوب است که به دلایل خودمان برای ان فکر کنیم و معایب و مزایای آن را بسنجیم. وقتی نوزادان به خانواده شما می‌پیوندند، تغییرات زیادی با آنها همراه می‌شود – برخی آسان تر هستند، در حالی که برخی دیگر چالش برانگیز هستند. بنابراین، چه قصد بارداری داشته باشید چه خیر، لازم است به دلیل اینکار خوب فکر کنید. در اینجا دلایل اشتباه و گاه غیر منطقی را که افراد تصمیم به بچه دار شدن می گیرند را با هم بررسی می کنیم. علاوه بر این سوالاتی را مطرح می کنیم که قبل از اقدام برای بچه دار شدن باید در موردشان با شریکتان صحبت کنید.


تست مرتبط: تست روانشناسی سبکهای فرزند پروری


دلایل اشتباه برای بچه دار شدن

1. برای اینکه به زندگیتان هدف بدهید

درست است که تربیت کودک می تواند تمرکز و هدف زندگی شما را به ارمغان بیاورد، اما دلیلی بد برای داشتن فرزند است. شما تنها کسی هستید که می توانید تعریف کنید که چه چیزی به زندگی شما معنا می دهد. این تعهدی نیست که بتواند توسط انسان دیگری انجام شود، حتی فردی که شما به دنیا آورده اید. این دلیل به راحتی می تواند به درگیری تبدیل شود که شامل محروم کردن کودک از شرایطی است که برای تبدیل شدن به خودش نیاز دارد یا کاملاً نادیده گرفتن مرزهای عاطفی او. وظیفه یک کودک این نیست که زندگی شما را بهتر یا غنی تر از آنچه هست نشان دهد.

2. برای اینکه ازدواج خود را حفظ کنید

علیرغم تمام مقالات در مطبوعات رایج، همه مطالعات، و تمام داستان های هشداردهنده ارائه شده در رمان ها و فیلم ها، به نظر می رسد مردم هنوز معتقدند که یک نوزاد می تواند رابطه ای را که قبلاً مشکل داشته، بهبود بخشد. پدر و مادر شدن می تواند دشوار باشد و حتی رابطه را دچار چالش های جدید کند. بزرگ‌ترین اشتباه را مرتکب نشوید و انتظار داشته باشید که یک نوزاد خلأ ازدواج شما را پر کند، یا از ایده تشکیل خانواده به‌عنوان یک چسب زخم برای رابطه خود استفاده کنید. در عوض، روی رابطه تان  کار کنید، و همه دلایلی را که در وهله اول با هم ازدواج کردید را به خاطر بسپارید؛ سپس برای کودک جا باز کنید.

وضعیت رابطه عاطفی شما از نظر صمیمیت ، تعهد و دلباختگی به چه صورت است؟ تست مثلث عشق استرنبرگ را انجام دهید.

3. فشار والدین و جامعه برای فرزندآوری

فرقی نمی کند که آن شخص چه کسی باشد؛ پدر و مادر، همسر یا فشار جامعه. کاری که فرزندپروری خوب به آن نیاز دارد بسیار شدید و سخت است و نمی‌توان از انتظارات دیگران به غیر از انتظارات شما الهام گرفت. افرادی که از این طریق به پدر و مادر شدن دست می یابند، معمولاً بدون تهیه فهرستی از نیازهای خود یا مهمتر از آن، توانایی های خود برای مراقبت و پاسخگویی به کسی که کاملاً به آنها وابسته است، این کار را انجام می دهند.

فرزندان این والدین اغلب گزارش می دهند که در حالی که به نیازهای جسمی آنها رسیدگی می شد، سقفی بالای سرشان بود، لباس مناسب داشتند و غذا روی میز بود؛ اما نیازهای عاطفی آنها تا حد زیادی نادیده گرفته می شد. مانند هر چیز دیگری که مادرتان یا پدرتان به شما می گوید، با حوصله به او گوش دهید و سپس با آرامش به او توضیح دهید که چگونه هنوز قادر به تصمیم گیری برای سرنوشت خود هستید. به او توضیح دهید که دنیای امروز و شرایط زندگی زوجین بسیار متفاوت با سالهای قبل است.

4. بچه دار شدن برای تثبیت میراث خود

سلسله، حفاظت از کالاها و دارایی های مادی، و نیاز به پشت سر گذاشتن چیزی در پی مرگ و میر، همه از لحاظ تاریخی دلایلی برای داشتن فرزند بوده اند. اما این به آنها اعتبار عاطفی یا روانی بیشتری نمی دهد. مانند کسانی که فرزندانی دارند که به زندگی خود هدف بدهند، مادران و پدرانی که به میراث اهمیت می دهند، کودکان را بسط خود می بینند و همانطور که توسط بسیاری از فرزندان گزارش شده است، فشار زیادی بر فرزندان خود وارد می کنند تا به خوبی درباره آنها فکر کنند. در این سناریو، آنچه که کودکان می‌خواهند و آنچه آنها احساس می‌کنند و فکر می‌کنند – تا حد زیادی نادیده گرفته می‌شود.

5. برای داشتن کسی که دوستتان داشته باشد

بسیار کسانی هستند که توضیح می‌دهند داشتن یک نوزاد، مهلتی برای رهایی از درد والدین بی مهری یا رد روابط با معشوق یا همسر است. یا خیلی از افراد اذعان می کنند که برای حس نکردن تنهایی در پیری یا رسیدگی به انها بچه دار شده اند. تصور کنید چنین بچه ای چه فشار روانی و عذاب وجدانی را در طول عمرش احساس خواهد کرد. فرزند شم مسئول بی مهری اطرافیان و تنهایی شما نخواهد بود. او مانند هر انسان دیگری آزاد است تا برای زندگی خود تصمیم بگیرد؛ بدون فشار های شما.

6. چون همه بچه دار می شوند

در جامعه‌ای که فشارهای کلی، ظریف و خاص وجود دارد تا مانند همه افراد دیگر باشید، جوامع و گروه‌های زیادی وجود دارند که به زوج‌های بدون فرزند احساس ناراحتی می دهند. همانطور که یک فرد مجرد در دنیای پر از زوج های متاهل کمی احساس ناپذیرفتگی می کند. این ناراحتی افراد را وادار می‌کند تا با داشتن نوزادانی (یا ازدواج‌هایی) که واقعاً نمی‌خواهند، سازگار شوند. درست است که در صورت بچه دار نشدن، فشارهای این چنین را احساس خواهید کرد اما این دلیل منطقی برای فرزندآوری نیست و شاید باید روش مقابله با این فشار ها را پیدا کنید.

سوالاتی که قبل از بچه دار شدن باید از خودتان بپرسید

7. می خواهم فرزندم چیزهایی را که من هرگز نداشتم به دست آورد.

به نظر می رسد یک کودک فرصتی دوباره برای برآورده شدن جاه طلبی ها و رویاهای خود ارائه می دهد. این یک وسوسه قدرتمند برای بسیاری از افرادی است که شهامت پیروی از اعتقادات خود را نداشته اند یا زندگی خود را هدر داده اند یا نتوانسته اند توانایی های خود را درک کنند. به عنوان والدین، آنها تلاش خواهند کرد تا فرزندان خود را در قالب ایده آل هایی که برای خود داشتند، بسازند. این یکی دیگر از راه های سوء استفاده از کودک است. اگر نمی‌توانید کار خودتان را انجام دهید، به سختی منصفانه است که انتظار داشته باشید یک نوزاد این کار را برای شما انجام دهد.

سوال هایی که قبل از بچه دار شدن باید از خودتان بپرسید

با توجه به موارد ذکر شده، در اینجا 8 سوال مهم وجود دارد که قبل از بچه دار شدن باید در مورد آنها با شریکتان صحبت کنید.

  1. چرا الان؟  هیچ پاسخ درست یا نادرستی وجود ندارد، اما ضروری است که در مورد آنچه برایش ارزش قائل هستید، اینکه چگونه به عنوان یک زوج رشد کرده اید و چرا هر دو احساس می کنید که زمان بچه دار شدن فرا رسیده است، همسو باشید
  2. این چه تاثیری بر ما به عنوان یک زوج خواهد گذاشت؟ اضافه شدن شخص سوم به رابطه شما، اوضاع را کمی متفاوت خواهد کرد. مثلا تقسیم کار از جمله تعویض پوشک، بیدار شدن در شب، مراقبت از کودک در روز، انجام وقت حمام، زمان خواب و غیره چگونه خواهد بود؟ یا امور مالی: چه چیزی تغییر خواهد کرد؟ آیا با هم بودجه جدیدی ایجاد خواهید کرد؟ چگونه برای تحصیل و هزینه های فرزندتان پس انداز خواهید کرد؟ در این مورد با یکدیگر واضح و صریح باشید.
  3. ما به عنوان یک زوج در حال حاضر چقدر رابطه خوبی داریم؟ شما باید احساس کنید که همه چیز تقریبا خوب کار می‌کند، به هم نزدیک هستید. کودک هیچ چیز را آسان‌تر نمی‌کند، بنابراین مطمئن باشید که قبل از هر چیز روی تقویت رابطه خود کار می کنید.

  4. برای مراقبت از کودک چه خواهیم کرد؟ این زمان خوبی است برای شروع صحبت در مورد اینکه چه کسی در زمان تولد نوزاد کار می‌کند و چه کسی ممکن است در خانه بماند. آیا هر دو والدین به سر کار برمی گردند؟ آیا شما یک پرستار بچه استخدام خواهید کرد؟ از پدربزرگ ها و مادربزرگ ها می خواهید چند روزی را تحمل کنند؟ یک مهدکودک پیدا می کنید؟ یافتن موقعیتی که هر دو با آن راحت هستید، کلیدی است. آیا یکی از والدین در خانه می ماند؟ اگر یکی از والدین حقوق خود را رها می کند، در مورد چگونگی جبران از دست دادن درآمد صحبت کنید. این تغییر مالی کمی طول می کشد تا به آن عادت کنید و باید بودجه خود را تنظیم کنید، بنابراین آشکارا با یکدیگر ارتباط برقرار کنید.
  5. چگونه پدر و مادری خواهیم شد؟ زک بریتل، درمانگر، پیشنهاد می کند که در مورد معنای والدین بودن برای هر دوی شما بحث کنید. این ممکن است به این معنی باشد که هر یک از دوران کودکی خود را کمی باز کنید. چه چیزی در مورد آنها عالی بود؟ چه چیزی را دوست نداشتید؟

    «ما از پدر و مادر خود پدر و مادر شدن را یاد می گیریم. شاید باید این کار را بارها و بارها با یادگیری بیشتر در مورد والد بودن انجام دهید تا شما بتوانید مسیرتان را مشخص کند نه اینکه ناخودآگاهتان در مسیرهای والدینتان لغزش کند.”

  6. چگونه قوانین و انضباط را تنظیم خواهیم کرد؟ انضباط چیزی فراتر از اصلاح است. ما در مورد نظم و انضباط از والدین خود یاد گرفتیم و همانطور که همه افراد متاهل می دانند، هر خانواده متفاوت است. کاش اکثر مردم می فهمیدند که نظم و انضباط بیشتر به رابطه با فرزند شما مربوط می شود.پ
  7. پس از تولد نوزاد چگونه برای رابطه خود وقت بگذاریم؟ وقتی نوزاد می‌آید، تقریباً تمام وقت، انرژی و عشق شما را می‌طلبد. این بدان معنی است که شما برای شریک زندگی خود کمتر خواهید داشت. این فقط یک واقعیت است. شما باید در مورد زمان و انرژی و عشقی که در اختیار دارید بسیار آگاه تر باشید و از آن برای محافظت و تقویت دوستی خود استفاده کنید.
  8. می خواهیم آینده ما چگونه باشد؟ گرفتار شدن در هیجان تشکیل خانواده آسان است، اما دوست دارید وقتی بچه هایتان بزرگ می شوند، زندگی چگونه باشد؟ این به شما کمک می‌کند وقتی کودک تمام توجه شما را می‌طلبد سرتان را بالا نگه دارید، و زمانی که در زمان حال غرق شدید به شما چشم‌اندازی برای آینده می‌دهد.

نویسنده: یاسمن اکبرزاده، کارشناس ارشد روانشناسی بالینی

بازبینی: امین زندی، روانشناس بالینی

نوشتهٔ پیشین
اختلال شخصیت مرزی چیست؟ نشانه ها، علل و درمان
نوشتهٔ بعدی
داروی ونلافاکسین؛ موارد مصرف، عوارض و تداخل ها

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
لطفا پرسش خود را مطرح کنید، سریع پاسخ خواهیم داد!x