اختلالات خوردن و انواع آن ها

اختلالات خوردن و انواع آن ها

این روزها با بالا رفتن سطح آگاهی و دانش عمومی درباره اختلالات روانپزشکی مانند پرخوری عصبی و بی اشتهایی عصبی ، داشتن وزن و هیکلی مناسب و ایده آل یکی از معیارهای مهم و اساسی در بین جوامع بشری گوناگون شده است. تبلیغات گسترده رستوران های جدید و پخش برنامه های آشپزی و تاثیرات رسانه هایی چون اینستاگرام نشان دهنده نقش پررنگ خورد و خوراک در بین مردم است. از سوی دیگر فروش انواع محصولات چاقی و لاغری ، کلاس های ورزشی با تنوع زیاد، دیدن مدل های زیبا در فضای مجازی، علاقه زنان و مردان را به داشتن اندامی زیبا و متناسب بیشتر کرده است. با توجه به علاقه مردم به غذا خوردن و داشتن هیکل خوب، بنابراین احتمال اختلالات خوردن در افرادی که به ظاهر خود اهمیت می دهند بالا می رود.

اختلالات خوردن

اختلالات خوردن

اختلالات خوردن شرایط جدی مربوط به رفتارهای خوردن ناکارامد مداوم است که بر سلامت، احساسات و توانایی شما برای عملکرد در بخش های مهم زندگی تأثیر منفی می گذارد. اختلالات خوردن گروهی از اختلالات هستند که با رابطه ناسالم با غذا مشخص می شوند، بیشتر اختلالات خوردن شامل تمرکز بیش از حد بر وزن، شکل بدن و غذا است که منجر به رفتارهای خطرناک غذایی می شود.

این رفتارها می تواند به طور قابل توجهی بر توانایی بدن شما برای دریافت تغذیه مناسب تأثیر بگذارد. اختلالات خوردن می تواند به قلب، دستگاه گوارش، استخوان ها و دندان ها و دهان آسیب برساند و منجر به بیماری های دیگر شود. اختلالات خوردن چندین میلیون نفر را  تحت تأثیر قرار می دهد، که اغلب زنان بین 12 تا 35 سال هستند.

علل اختلالات خوردن

کارشناسان بر این باورند که اختلالات خوردن ممکن است ناشی از عوامل مختلفی باشد. یکی از این موارد ژنتیک است. مطالعات دوقلو و فرزندخواندگی شامل دوقلوهایی که در بدو تولد از هم جدا شده‌اند و توسط خانواده‌های مختلف به فرزندخواندگی گرفته شده‌اند، شواهدی ارائه می‌کنند که اختلالات خوردن ممکن است ارثی باشد. این نوع تحقیقات به طور کلی نشان داده است که اگر یکی از دوقلوها به اختلال خوردن مبتلا شود، دیگری نیز به طور متوسط ​​50 درصد احتمال دارد که به یکی از آنها مبتلا شود.

ویژگی های شخصیتی یکی دیگر از دلایل است. به طور خاص، روان رنجوری، کمال گرایی و تکانشگری سه ویژگی شخصیتی هستند که اغلب با خطر بالاتر ابتلا به اختلال خوردن مرتبط هستند. سایر علل بالقوه عبارتند از: فشار برای لاغری، ترجیحات فرهنگی برای لاغری، و قرار گرفتن در معرض رسانه هایی که چنین ایده آل هایی را ترویج می کنند. در واقع طبق مطالعات، به نظر می‌رسد برخی از اختلالات خوردن در فرهنگ‌هایی که در معرض ایده‌آل‌های غربی لاغری قرار نگرفته‌اند، کمتر وجود دارد.

اخیراً، کارشناسان پیشنهاد کرده اند که تفاوت در ساختار مغز و زیست شناسی نیز ممکن است در ایجاد اختلالات خوردن نقش داشته باشد. به طور خاص، سطوح پیام رسان های مغزی سروتونین و دوپامین ممکن است عواملی باشند که در ایجاد این اختلالات نقش دارند.

عوامل خطر

عوامل خاصی ممکن است خطر ابتلا به اختلال خوردن را افزایش دهند، از جمله:

  • سایر اختلالات سلامت روان: افراد مبتلا به اختلال خوردن اغلب دارای سابقه اختلال اضطراب، افسردگی یا اختلال وسواس فکری-اجباری هستند.
  • رژیم گرفتن و گرسنگی: رژیم غذایی یک عامل خطر برای ابتلا به اختلال خوردن است. گرسنگی بر مغز تأثیر می گذارد و بر تغییرات خلقی، سفتی در تفکر، اضطراب و کاهش اشتها تأثیر می گذارد. شواهد قوی وجود دارد که بسیاری از علائم اختلال خوردن در واقع علائم گرسنگی هستند. گرسنگی و کاهش وزن ممکن است نحوه عملکرد مغز را در افراد آسیب پذیر تغییر دهد، که ممکن است رفتارهای محدود کننده غذایی را تداوم بخشد و بازگشت به عادات غذایی عادی را دشوار کند.
  • فشار و استرس: خواه رفتن به دانشگاه، نقل مکان، یافتن شغل جدید، یا یک مشکل خانوادگی یا رابطه‌ای باشد، تغییر می‌تواند باعث استرس شود که ممکن است خطر ابتلا به اختلالات خوردن را افزایش دهد.

اختلالات خوردن در dsm5

اختلالاتی که در نسخه 5 درسنامه آسیب شناسی روانی DSM V در دسته اختلالات خوردن قرار گرفته اند به قرار زیر است:

آنورکسیا یا بی اشتهایی عصبی، شناخته شده ترین اختلال خوردن

بی اشتهایی عصبی احتمالاً شناخته شده ترین اختلال خوردن است. عموماً در دوران نوجوانی یا جوانی ایجاد می‌شود و زنان را بیشتر از مردان تحت تأثیر قرار می‌دهد. افراد مبتلا به بی اشتهایی معمولاً خود را دارای اضافه وزن می دانند، حتی اگر به طور خطرناکی کم وزن باشند. آنها تمایل دارند دائماً وزن خود را کنترل کنند، از خوردن انواع خاصی از غذاها اجتناب کنند و کالری خود را به شدت محدود کنند.

در این نوع اختلال فرد به خود گرسنگی میدهد و در برابر داشتن وزن عادی خود نیز مقاومت میکند و به کاهش وزن شدید ( لاغری شدید و کاهش وزن چشمگیر ) منجر می شود. افراد از افزایش وزن یا چاق شدن به شدت واهمه دارند و رفتارهای غیرعادی را برای پیشگیری از چاق شدن پیش میگیرند.

مشکلاتی که در اثر رژیم غذایی نامناسب و سختگیرانه به بدن فرد وارد می شود شامل: خستگی، بی نظمی ضربان قلب، فشار خون پایین، کندی تپش قلب، خشکی پوست و شکنندگی مو، مشکلات کلیوی، روده ای و معده ای، دوره های قاعدگی نامنظم، سرد شدن غیر عادی بدن ( هایپوترمیا ) حتی در هوای گرم، ایجاد لانوگو (نوعی موی بسیار ریز و نرم که تمام اندام جنین انسان را در بر میگیرد) در سطح بدن، است.

آنورکسیا یا بی اشتهایی عصبی در بین دختران و در سنین نوجوانی و اوایل بزرگسالی شیوع بیشتری دارد و بیشترین شیوع بین 14 تا 18 سالگی است. این اختلال معمولاً پس از یک دوره زندگی پر استرس و یا یک دوره رژیم افراطی روی می دهد و در بسیاری از مواقع با اختلالات روانی دیگری چون افسردگی عمده طولانی مدت، اختلال وسواسی- جبری و اختلال شخصیت وسواسی- جبری همراه است. به طور کلی افراد کمال گرا و وسواسی بیشتر پذیرای چنین اختلالی هستند.

انواع بی اشتهایی عصبی

آنورکسیا یا بی اشتهایی عصبی به دو دسته تقسیم می شوند:

1- آنورکسیا از نوع محدود کننده که در آن گرسنگی دادن به خود همراه استفراغ یا استفاده از مواد ملین نیست.

2- آنورکسیا از نوع بینج ایتینگ یا تصفیه که در آن فرد برای کنترل کردن وزن خود مدام استفراغ میکند و از مواد ملین و مسهل استفاده فراوان دارد.

علائم و تشخیص آنورکسیا

علائم رایج بی اشتهایی عصبی عبارتند از:

  • در مقایسه با افراد با سن و قد مشابه، به طور قابل توجهی کم وزن هستند
  • الگوهای غذایی بسیار محدود
  • ترس شدید از افزایش وزن یا رفتارهای مداوم برای جلوگیری از افزایش وزن، با وجود کمبود وزن
  • تلاش بی وقفه برای لاغری و عدم تمایل به حفظ وزن سالم
  • تاثیر سنگین وزن بدن یا شکل بدن درک شده بر عزت نفس
  • تصویر بدنی تحریف شده، از جمله انکار کمبود وزن
  • علائم وسواس فکری اجباری نیز اغلب وجود دارد. به عنوان مثال، بسیاری از افراد مبتلا به بی اشتهایی اغلب درگیر افکار دائمی در مورد غذا هستند و برخی ممکن است با وسواس دستور غذاها را جمع آوری کنند یا غذا را احتکار کنند.

ویژگی های اصلی برای تشخیص آن موارد زیر حداقل در سه ماه گذشته است:

  • مقاومت در برابر حفظ حداقل وزن
  • ترس مرضی از چاق شدن
  • باور غلط درباره اندام خود( فرد بسیار لاغر نیز فکر میکند چاق است)

بی اشتهایی عصبی

بولیمیا یا پرخوری عصبی

مانند بی اشتهایی، پرخوری عصبی نیز در دوران نوجوانی و اوایل بزرگسالی ایجاد می شود و به نظر می رسد در بین مردان کمتر از زنان شایع باشد. افراد مبتلا به بولیمیا اغلب در یک دوره زمانی خاص مقادیر زیادی غذا می خورند. هر قسمت از پرخوری معمولاً تا زمانی ادامه می یابد که فرد به طرز دردناکی سیر شود. در طی پرخوری، فرد معمولاً احساس می کند که نمی تواند غذا خوردن را متوقف کند یا میزان غذا خوردن را کنترل کند. پرخوری می تواند با هر نوع غذایی اتفاق بیفتد، اما بیشتر در مورد غذاهایی رخ می دهد که فرد معمولاً از آن اجتناب می کند.

سپس افراد مبتلا به بولیمیا برای جبران کالری مصرفی و تسکین ناراحتی روده سعی در پاکسازی می کنند. رفتارهای رایج پاکسازی شامل استفراغ اجباری، روزه داری، ملین ها، ادرار آورها، تنقیه و ورزش زیاد است. علت و زمینه ساز این اختلال نگرانی بیش از حد فرد از چاق شدن و اضافه وزن خود است. همچنین همزمانی دو یا چند اختلال دیگر با این بیماری همچون افسردگی عمده و اختلال شخصیت مرزی و سو مصرف مواد قابل تشخیص است.

این افراد کنترلی بر خوردن خود ندارند و به همین علت خود را افرادی ضعیف و بی اراده میدانند و از قضاوت افراد دیگر می ترسند، در نتیجه معمولاً پرخوری در خفا صورت می گیرد و خوراکی هایی که مصرف آنها سریع تر و آسان تر باشند، انتخاب می کنند. در افراد مبتلا به بولیمیا استفراغ کردن رایج ترین نوع تصفیه یا تخلیه مواد غذایی است.

انواع بولیمیا

برای این اختلال دو نوع فرعی مشخص شده است:

1- بولیمیا همراه با تصفیه: فرد مرتباً خود را به استفراغ می اندازد و از ملین ها و روده شور ها و داروهای ادرار آور استفاده میکند تا از چاق شدن به علت پرخوری عصبی خود جلوگیری کند.

2-بولیمیا بدون تصفیه: فرد سعی میکند بینج ایتینگ خود را با ورزش فراوان یا روزه گرفتن به شکل افراطی جبران کند. شیوع این اختلال در اواخر نوجوانی و اوایل بزرگسالی است و نسبت 10 به 1 زنان به مردان مبتلا به بولیمیا گزارش شده است.

علائم و عوارض پرخوری عصبی

علائم ممکن است بسیار شبیه به علائم پرخوری یا پاکسازی زیرگروه های بی اشتهایی عصبی باشد. با این حال، افراد مبتلا به پرخوری عصبی معمولاً به جای اینکه دچار کمبود وزن شوند، وزن نسبتاً طبیعی خود را حفظ می کنند.

علائم رایج پرخوری عصبی شامل:

  • دوره های مکرر پرخوری با احساس عدم کنترل
  • اپیزودهای مکرر رفتارهای پاکسازی نامناسب برای جلوگیری از افزایش وزن
  • عزت نفس بیش از حد تحت تأثیر شکل بدن و وزن
  • ترس از افزایش وزن، با وجود داشتن وزن طبیعی

عوارض جانبی پرخوری عصبی ممکن است شامل التهاب و گلو درد، تورم غدد بزاقی، ساییدگی مینای دندان و از دست دادن همیشگی مینای دندانها به علت استفراغ های عمدی و دایمی، پوسیدگی دندان، ریفلاکس اسید، چهره پف کرده فرد به علت تورم غده های بناگوش، پینه بستن بند انشگت ها (خراشیدگی ها یا پینه هایی که به علت فرو کردن انگشتان در دهان، برای استفراغ کردن ایجاد می شود)، تحریک روده، کم آبی شدید و اختلالات هورمونی باشد.

در موارد شدید، پرخوری عصبی همچنین باعث عدم تعادل در سطوح الکترولیت‌ها مانند سدیم، پتاسیم و کلسیم می شود که می تواند باعث سکته مغزی یا حمله قلبی شود.

پرخوری عصبی از اختلالات خوردن

اختلال پرخوری یا بینج ایتینگ

اعتقاد بر این است که اختلال پرخوری یکی از شایع ترین اختلالات خوردن است. معمولاً در دوران نوجوانی و اوایل بزرگسالی شروع می شود، اگرچه می تواند بعداً ایجاد شود. افراد مبتلا به این اختلال علائمی مشابه علائم بولیمیا یا زیرگروه پرخوری بی اشتهایی دارند. به عنوان مثال، آنها معمولاً مقادیر زیادی غذا را در مدت زمان نسبتاً کوتاه می خورند و در طول پرخوری احساس عدم کنترل می کنند. افراد مبتلا به این اختلال معمولاً چاق هستند و تجربه ناموفق کم کردن وزن زیاد داشته اند. دوره های تکراری بینج ایتینگ به طور متوسط حداقل یک بار در هفته و به مدت سه ماه روی میدهد. افراد مبتلا به اختلال پرخوری کالری را محدود نمی کنند یا از رفتارهای پاکسازی مانند استفراغ یا ورزش بیش از حد برای جبران پرخوری خود استفاده نمی کنند.

علائم و تشخیص اختلال پرخوری

علائم شایع اختلال پرخوری شامل:

  • خوردن مقدار زیادی غذا به سرعت، مخفیانه و تا زمانی که احساس سیری ناراحت کننده نداشته باشد، علیرغم عدم احساس گرسنگی
  • احساس عدم کنترل در طول دوره های پرخوری
  • احساس ناراحتی، مانند شرم، انزجار، یا گناه، هنگام فکر کردن به رفتار پرخوری
  • عدم استفاده از رفتارهای پاکسازی، مانند محدودیت کالری، استفراغ، ورزش بیش از حد، یا استفاده از ملین یا ادرار اور برای جبران پرخوری

افراد مبتلا به اختلال پرخوری اغلب دارای اضافه وزن یا چاقی هستند. این ممکن است خطر عوارض پزشکی مرتبط با اضافه وزن، مانند بیماری قلبی، سکته مغزی و دیابت نوع 2 را افزایش دهد.

تشخیص این اختلال بسیار دشوار تر از پرخوری عصبی است و بعضی از روانشناسان بالینی آنرا نوع خفیف تر بولیمیا می دانند. در هر حال برای تشخیص این اختلال سه مورد از موارد زیر باید در فرد مشاهده شود:

  1. فرد با سرعت زیاد غذا میخورد
  2. احساس سیری ناخوشایند در اثر خوردن زیاد
  3. خوردن زیاد از حد حتی در مواقع سیری
  4. پرخوری در تنهایی به علت خجالت کشیدن از دیگران
  5. احساس ناخوشایند از خود، غمگینی و عذاب وجدان شدید بعد از پر خوری

اختلال پیکا یا هرزه خواری

 پایکا از کلمه لاتین پایکوس و به معنای نوعی کلاغ است که هرچه دستش می رسد می خورد. این اصطلاح در خصوص افرادی بکار می رود که مواد غیر غذایی را به مدت حداقل یک ماه میخورند. منظور از مواد غیر غذایی چیزهایی چون: یخ، خاک، خاک، گچ، صابون، کاغذ، مو، پارچه، پشم، سنگریزه، مواد شوینده لباسشویی ذغال، پلاستیک، مدفوع حیوانات و هر چیزی که بتوان در دهان گذاشت، است. بعضی از روانشناسان خوردن مواد غذایی خام مثل سیب زمینی، آرد و… را نیز در این دسته قرار می دهند.

 باید در نظر داشت که این نوع خوردن بخشی از آداب و رسوم فرهنگی یا اجتماعی نیست. همچنین حداقل سن برای تشخیص اختلال پایکا 2 سال در نظر گرفته شده است، به معنای دیگر این اختلال خوردن در کودکان زیر 2 سال قابل تشخیص گذاری نیست. این اختلال بیشتر در کودکان، زنان باردار و افراد دارای ناتوانی ذهنی مشاهده می شود.افراد مبتلا به پیکا ممکن است در معرض خطر مسمومیت، عفونت، صدمات روده و کمبودهای غذایی باشند. بسته به مواد مصرف شده، پیکا ممکن است کشنده باشد.

اختلال نشخوار کردن غذا

اختلال نشخوار فکری یکی دیگر از اختلالات خوردن است که به تازگی شناخته شده است. این وضعیتی را توصیف می کند که در آن شخص غذایی را که قبلاً جویده و بلعیده است پس می گیرد، دوباره آن را می جود و سپس دوباره آن را می بلعد یا تف می دهد. این نشخوار معمولاً در 30 دقیقه اول پس از غذا رخ می دهد.

این اختلال می تواند در دوران نوزادی، کودکی یا بزرگسالی ایجاد شود. در نوزادان، بین 3 تا 12 ماهگی ایجاد می شود و اغلب خود به خود ناپدید می شود. کودکان و بزرگسالان مبتلا به این بیماری معمولاً برای رفع آن نیاز به درمان دارند. اگر در نوزادان برطرف نشود، اختلال نشخوار می تواند منجر به کاهش وزن و سوء تغذیه شدید شود که می تواند کشنده باشد. بزرگسالان مبتلا به این اختلال ممکن است مقدار غذایی که می خورند را محدود کنند، به خصوص در مکان های عمومی. این ممکن است منجر به کاهش وزن و کاهش وزن آنها شود.

این اختلال شیوع زیادی ندارد و بیشتر در مردان مشاهده می شود. اختلال نشخوار ممکن است به سو تغذیه، از دست دادن وزن، آسیب دیدن دندان ها و مجرای گوارشی و حتی مرگ منجر شود. همچنین ممکن است با تاخیر رشدی فراگیر، اختلال ناتوانی رشدی، یا سایر مشکلات روانی مرتبط باشد. یکی از معیار های تشخیصی اختلال نشخوار مشاهده این رفتار در فرد و در هر سنی با گذر حداقل یکماه است.

اختلال اجتناب یا محدودیت غذایی

اختلال مصرف غذای اجتنابی/ محدودکننده  نام جدیدی برای یک اختلال قدیمی است. این اصطلاح جایگزین اختلالی به عنوان “اختلال تغذیه در دوران نوزادی و اوایل کودکی” شناخته می شد، تشخیصی که قبلا برای کودکان زیر 7 سال اختصاص داشت. بدین معنی که فرد از غذا خوردن اجتناب میکند و یا مقدار غذای خود را آنقدر محدود می کند که مواد مغذی مورد نیاز بدن تامین نمیشود و در نتیجه وزن و انرژی زیادی از دست می رود.

اختلال اجتناب یا محدودیت غذایی ممکن است رفتاری عمدی از طرف کودک برای کنترل والدین باشد که معمولاً با استرس، اضطراب یا افسردگی ارتباط دارد. باید توجه داشت که پیامد رفتار چنین کودکانی با رفتار کودکان بد غذا و ایرادگیر شدید تر و متفاوت تر است که نتیجه آن اختلال شدید در عملکرد روانی و اجتماعی است. به طور کلی در دوران نوزادی یا اوایل کودکی ایجاد می شود، اما می تواند تا بزرگسالی نیز ادامه یابد. علاوه بر این، در بین مردان و زنان به یک اندازه رایج است. افراد مبتلا به این اختلال به دلیل عدم علاقه به غذا خوردن یا بی علاقگی نسبت به بوها، طعم ها، رنگ ها، بافت ها یا دماهای خاص دچار اختلال در غذا خوردن می شوند.

علائم رایج عبارتند از :

  • پرهیز یا محدود کردن مصرف غذا که مانع از دریافت کالری یا مواد مغذی کافی برای فرد می شود
  • عادات غذایی که با عملکردهای عادی اجتماعی تداخل دارند، مانند غذا خوردن با دیگران
  • کاهش وزن یا رشد ضعیف برای سن و قد
  • کمبود مواد مغذی یا وابستگی به مکمل ها یا تغذیه لوله ای

مهم است که توجه داشته باشید که اختلال مصرف غذای اجتنابی/ محدودکننده فراتر از رفتارهای عادی است، مانند غذا خوردن در کودکان نوپا یا مصرف کمتر غذا در بزرگسالان مسن. علاوه بر این، شامل پرهیز یا محدودیت غذاها به دلیل در دسترس نبودن یا اعمال مذهبی یا فرهنگی نمی شود.

سایر اختلالات خوردن

 هنگامیکه نشانه های بیماری با اختلالاتی که توضیح دادیم هماهنگ نباشند و در طبقه بندی اختلالات آنورکسیا یا بی اشتهایی عصبی ، بولیمیا یا پرخوری عصبی ، بینج ایتینگ ، اجتناب از غذا ، نشخوار در غذا خوردن و پایکا قرار نگیرند، به  معنی بی خطر بودن نیست. علاوه بر اختلالات ذکر شده، شرایط زیر نیز می تواند قابل توجه باشد:

اختلال پاکسازی: افراد مبتلا به اختلال پاکسازی اغلب از رفتارهای پاکسازی مانند استفراغ، ملین ها، دیورتیک ها یا ورزش بیش از حد برای کنترل وزن یا شکل خود استفاده می کنند. با این حال، آنها پرخوری نمی کنند.

سندرم پرخوری شبانه: افراد مبتلا به این سندرم اغلب پس از بیدار شدن از خواب در میانه شب، بیش از حد غذا می خورند.

یکی از اختلالاتی که در حال حاضر ممکن است  در این گروه قرار گیرد، ارتورکسیا است. اگرچه به طور فزاینده ای در رسانه ها و مطالعات علمی ذکر شده است، ارتورکسیا هنوز به عنوان یک اختلال خوردن جداگانه توسط DSM فعلی شناخته نشده است. افراد مبتلا به ارتورکسیا تمرکز وسواسی بر تغذیه سالم دارند تا حدی که زندگی روزمره آنها را مختل می کند.

به عنوان مثال، فرد مبتلا ممکن است کل گروه های غذایی را حذف کند، از ترس ناسالم بودن آنها. این می تواند منجر به سوء تغذیه، کاهش وزن شدید، مشکل در غذا خوردن در خارج از خانه و ناراحتی عاطفی شود. افراد مبتلا به ارتورکسیا به ندرت بر کاهش وزن تمرکز می کنند. درعوض، ارزش خود، هویت یا رضایت آنها بستگی به این دارد که چقدر با قوانین رژیم غذایی که خود تحمیل شده اند مطابقت دارند.

عوارض اختلالات خوردن

اختلالات خوردن باعث طیف گسترده ای از عوارض می شود که برخی از آنها تهدید کننده زندگی هستند. هر چه اختلال خوردن شدیدتر یا طولانی تر باشد، احتمال بروز عوارض جدی مانند موارد زیر بیشتر است:

  • مشکلات جدی سلامتی
  • افسردگی و اضطراب
  • افکار یا رفتار خودکشی
  • مشکلات رشد و توسعه
  • مشکلات اجتماعی و روابط
  • اختلالات مصرف مواد
  • مسائل کار و مدرسه
  • مرگ

جلوگیری از اختلالات خوردن در کودکان

اگرچه هیچ راه مطمئنی برای پیشگیری از اختلالات خوردن وجود ندارد، در اینجا چند راهکار برای کمک به کودک شما در ایجاد رفتارهای تغذیه سالم آورده شده است:

  • از رژیم گرفتن در اطراف کودک خود اجتناب کنید: عادات غذایی خانواده ممکن است بر روابطی که کودکان با غذا ایجاد می کنند تأثیر بگذارد. خوردن وعده های غذایی با هم این فرصت را به شما می دهد تا به کودک خود در مورد مشکلات رژیم غذایی بیاموزید و خوردن یک رژیم غذایی متعادل در وعده های معقول را تشویق می کند.
  • با فرزندتان صحبت کنید: برای مثال، وب‌سایت‌های متعددی وجود دارند که ایده‌های خطرناکی را تبلیغ می‌کنند، مانند مشاهده بی‌اشتهایی به‌عنوان یک انتخاب سبک زندگی به جای یک اختلال خوردن. این بسیار مهم است که هرگونه برداشت نادرستی از این قبیل را اصلاح کنید و با کودک خود در مورد خطرات انتخاب های غذایی ناسالم صحبت کنید.

اختلالات خوردن در کودکان

  • تصویر بدنی سالم را در کودک خود، هر شکل یا اندازه او، پرورش دهید و تقویت کنید: با کودک خود در مورد تصویر خود صحبت کنید و به او اطمینان دهید که شکل بدن می تواند متفاوت باشد. از انتقاد از بدن خود در حضور فرزندتان بپرهیزید. پیام‌های پذیرش و احترام می‌تواند به ایجاد عزت نفس سالم و انعطاف‌پذیری کمک کند که کودکان را در دوره‌های سخت سال‌های نوجوانی طی کند.
  • از پزشک یا روانشناس کودک خود کمک بگیرید: در ویزیت های کودک، متخصصان ممکن است بتوانند نشانه های اولیه اختلال خوردن را شناسایی کنند. به عنوان مثال، آنها می توانند از کودکان در مورد عادات غذایی و رضایت از ظاهرشان در طول قرار ملاقات های معمول پزشکی سؤالاتی بپرسند. این ویزیت ها باید شامل بررسی صدک های قد و وزن و شاخص توده بدنی باشد که می تواند شما و پزشک فرزندتان را از هرگونه تغییر مهم آگاه کند.

اگر متوجه شدید یکی از اعضای خانواده یا دوستی که به نظر می رسد علائم اختلال خوردن را نشان می دهد، در مورد نگرانی خود در مورد او با آن فرد صحبت کنید. اگرچه ممکن است نتوانید از بروز اختلال خوردن جلوگیری کنید، اما اینکار ممکن است فرد را تشویق کند که به دنبال درمان باشد.

درمان اختلالات خوردن

اولین نکته اینکه موضوعات بیان شده مانند پرخوری عصبی و بی اشتهایی عصبی اختلالات روانپزشکی با علل ژنتیکی هستند، پس حتما باید توسط متخصص بررسی و تحت درمان قرار بگیرند، بنابراین اگر پس از تشخیص روانشناس بالینی یا روانپزشک به یکی از اختلالات بالا دچار بودید، شکیبایی خود را از دست ندهید. صبور باشید و به این موضوع آگاه باشید که طول درمان این اختلال ممکن است سخت و طولانی باشد. اولین قدم پذیرفتن این بیماری است، زیرا بسیاری از مراجعین داشتن این اختلال را انکار میکنند. شما برای بهبود سریع تر و بهتر نیاز به مشاوره با یک روانپزشک برای دریافت دارو و یک روانکاو برای ریشه یابی و حل مشکلتان دارید.

دارو درمانی، خانواده درمانی، و درمان شناختی رفتاری ( CBT )، استفاده از سیستم های خدماتی چون رواندرمانی با تلفن ، نرم افزارهای کامپیوتری و تکنیکهای واقعیت مجازی به همراه کمکهای روانشناسان بالینی و روانپزشکان اهمیت ویژه ای در پیشبرد درمان دارند.

حرف پایانی آنکه اختلالات خوردن برای همه افراد با هر نوع اندامی ممکن است اتفاق افتد، پس بهتر آنکه با مطالعه بیشتر و بالا بردن آگاهی خود برای پیشگیری آن اقدام نماییم.


پژوهشگر: بهنوش کولایی روانشناس بالینی

بازبینی: امین زندی روانشناس بالینی

ویرایشگر علمی: یاسمن اکبرزاده، کارشناس ارشد روانشناسی بالینی

نوشتهٔ پیشین
بیش فعالی و نقص توجه (ADHD) در کودکان و بزرگسالان
نوشتهٔ بعدی
هرآنچه نیاز دارید درباره سرترالین یا آسنترا بدانید

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
فهرست
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x
()
x