اختلالات شخصیت کلاستر B از آشنایی تا درمان

اختلالات شخصیت کلاستر B از آشنایی تا درمان

شخصیت و اختلال شخصیت

شخصیت به همه خصوصیاتی اطلاق می‌شود که به شیوه ی منحصر به فرد با محیط های متغیر درونی و بیرونی انطباق حاصل کرده اند. اختلالات شخصیت شایع و مزمن هستند که شروع آن در جمعیت عمومی ۱۰ تا ۲۰ درصد تخمین زده می‌شود و علائم آن در طی چند دهه ظاهر می شود و عامل زمینه ساز سایر اختلالات روانپزشکی مانند مصرف مواد، خودکشی، اختلالات کنترل تکانه، اختلالات خوردن و اختلالات اضطرابی است. همچنین، میزان از کار افتادگی، بیماری ها و مرگ و میر بیماران را افزایش می‌دهد. احتمال آنکه بیماران دچار اختلال شخصیت به کمک‌های روانپزشکی پاسخ ندهند و داشتن هرگونه مشکلی را انکار کنند بسیار بیشتر از این احتمال در بیماران دچار اختلالات دیگر است، ما در این مطلب به دسته ای از آنها به نام اختلالات شخصیت کلاستر B می پردازیم.

طبقه بندی اختلالات شخصیت

DSM-5 اختلالات شخصیت را به سه دسته تقسیم می‌ کند:

  •  دسته ی A: سه اختلال شامل اختلال شخصیت پارانوئید، اسکیزوئید و اسکیزوتایپی که افراد مبتلا به این اختلالات اغلب غریب و نامتعارف به نظر می رسد.
  •  دسته ی B: چهار اختلال ضد اجتماعی، مرزی، نمایشی و خودشیفته را شامل می شود که افراد مبتلا به آنها اغلب نامتعادل و دمدمی اند، که در این مطلب به انها میپردازیم.
  • دسته ی C: عبارت است از سه اختلال دوری گزین، وابسته و وسواس جبری که افراد مبتلا به این اختلالات اغلب مضطرب و هراسان به نظر می رسند.

اختلالات شخصیت کلاستر B

اختلالات شخصیت گروه B با تفکر یا رفتار نمایشی، بیش از حد احساسی یا غیرقابل پیش بینی مشخص می شود.  افراد مبتلا به اختلالات شخصیتی گروه 2 احتمال بیشتری دارد که رفتاری چشمگیر و نامنظم داشته باشند. ممکن است به نظر برسد که نسبت به سایر افراد، به توجه بسیار بیشتر یا بسیار کمتر نیاز دارند. اینها کمتر شایع ترین اختلالات هستند، اما اغلب چالش برانگیزترین برای درمان هستند.

اختلال شخصیت ضد اجتماعی

اختلال شخصیت ضد اجتماعی عبارت است از: ناتوانی در تن دادن به هنجارهای اجتماعی به طوری که جنبه‌های متعددی از رفتار فرد در نوجوانی و بزرگسالی تحت تاثیر این ناتوانی قرار گرفته باشد. مشخصه این اختلال اعمال مداوم ضد اجتماعی یا خلاف قانون است اما این اختلال مترادف با بزهکاری نیست.

همه گیر شناسی

 بر اساس DSM-5 میزان شیوع ۱۲ ماهه اختلال شخصیت ضد اجتماعی بین 0/2 تا 3 درصد است. بالاترین شیوع اختلال شخصیت ضد اجتماعی در شدیدترین نمونه های مردانه دچار اختلال مصرف الکل بیش از ۷۰ درصد و در 75 درصد جمعیت زندانیان یافت شده است. این اختلال در مردان به مراتب شایع تر از زنان است. این اختلال پیش از ۱۵ سالگی شروع می شود. دختر بچه ها معمولاً پیش از رسیدن به سن بلوغ و پسر بچه ها حتی از این هم زودتر علائمی دارند. این اختلال الگوی خانوادگی دارد؛ به طوری که شیوع در بستگان درجه اول مردان مبتلا به این اختلال ۵ برابر افراد گروه شاهد است.

 تشخیص

 در مصاحبه ممکن است خود دار و آرام و قابل اعتماد به نظر برسند اما در پس این ظاهر، تحریک پذیری و خشم پنهان شده است. ممکن است برای آنکه این اختلال تشخیص داده شود لازم باشد از مصاحبه پرفشار استفاده شود؛ یعنی به خاطر تناقض هایی که بیمار در شرح حال ها ارائه داده به شدت با وی مقابله شود. در عملیات تشخیصی معاینه کامل عصبی را باید گنجاند. از آنجا که در این بیماران اغلب نتایج غیر طبیعی در EEG و نشانه‌های ظریف عصبی دیده می‌شود که وجود صدمه ظریف مغزی را در کودکی مطرح می‌کند، می‌توان از این یافته ها برای تایید حدس بالینی خود کمک گرفت.

ملاک های تشخیصی DSM-5 در مورد اختلال شخصیت ضد اجتماعی

A) الگوی نافذی از بی اعتنایی و نقض حقوق دیگران که از ۱۵ سالگی آغاز شده و با سه مورد یا بیشتر از موارد زیر مشخص می شود:

۱) عدم رعایت هنجارهای اجتماعی در زمینه ی رفتارهای قانونمند که به صورت ارتکاب مکرر اعمالی مشخص می‌شود که زمینه‌ساز بازداشت آنها می‌گردد.

۲) فریبکاری یا دروغ، با به کاربردن اسامی مستعار و کلاهبرداری از دیگران که جهت دستیابی به منفعت شخصی مشخص می‌شود.

۳) تکانشگری یا ناتوانی در برنامه ریزی قبلی

۴) تحریک ‌پذیری و پرخاشگری که با درگیری ها و جدال های جسمی مشخص می‌شود( بی‌احتیاطی نسبت به سلامت و ایمنی خود یا دیگران)

۵) بی مسئولیتی مستمر که با ناتوانی مکرر در حفظ یک شغل ثابت یا پرداخت تعهدات مالی مشخص می شود.

۶) فقدان پشیمانی که با بیتفاوتی یا دلیل تراشی برای صدمه، بدرفتاری یا دزدی از دیگری مشخص میشود

B) فرد باید حداقل ۱۸ ساله باشد.

C) شواهدی از شروع اختلال سلوک قبل از ۱۵ سالگی وجود داشته باشد.

D) بروز رفتار ضد اجتماعی که مربوط به سیر اسکیزوفرنیا یا اختلال دوقطبی نباشد.

خصایص بالینی

بیماران دچار اختلالات شخصیت ضد اجتماعی اغلب ظاهری طبیعی و حتی گرم و دوست داشتنی دارند اما در سابقه ی آنها مختل بودن حوزه های بسیاری از کارکردهای زندگیشان دیده می‌شود. دروغگویی، فرار از مدرسه، فرار از خانه، دزدی، دعوا، سوء مصرف مواد و اعمال غیرقانونی در اینگونه بیماران  از ابتدای کودکی شان دیده می شود.

افراد دچار اختلال شخصیت ضد اجتماعی بالینگران جنس مخالف خود را اغلب تحت تاثیر جنبه‌های مبالغه‌آمیز و اغفال گرانه شخصیت خود قرار می‌دهند اما به چشم بالینگران هم جنس ممکن است افرادی فریبکار و پرتوقع جلوه کنند. هرچند تهدید به خودکشی و اشتغال ذهنی مربوط به مسائل جسمی در آنها شایع است، توضیحاتی که آنها در مورد رفتار ضد اجتماعی شان می دهند چنان است که گویی رفتار مذکور از سر بی فکری و بی توجهی انجام شده است. با این حال، در محتوای ذهنی بیمار هیچ گونه هذیان یا علامت دیگری از تفکر غیر منطقی دیده نمی شود. حتی آنها اکثر اوقات از حس واقعیت سنجی بسیار بالایی برخوردارند و اغلب دیگران را تحت تاثیر هوش کلامی خوبی که دارند قرار می دهند.

افراد معروف به کلاهبردار نمونه‌های خوبی از بیماران مبتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی اند. آنها بسیار فریب کارند و اغلب با زبانی چرب و نرم دیگران را فریب می دهند وآن ها را به دام مشارکت در طرح‌های خود می اندازند و نهایتاً نیز ممکن است فرد را به ورطه فساد مالی، رسوایی اجتماعی یا هر دو بکشند. بیماران مبتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی هیچوقت راست نمی گویند و هرگز نمی شود به آنها اعتماد کرد که وظیفه ای را درست انجام دهند یا اساساً به هیچ یک از ملاک های متعارف اخلاق پایبند باشند. لاابالی گری جنسی، همسر آزاری، کودک آزاری و رانندگی در حین مستی اتفاقاتی شایع در زندگی این گونه بیماران است و چیزی که خیلی مشهود است این است که آنها هیچ وقت از کارهای خود پشیمان نمی شوند.

تشخیص افتراقی

 اختلال شخصیت ضد اجتماعی را به این صورت می توان از رفتار بزهکاران افتراق داد که اولی بسیاری از حوزه های زندگی فرد را درگیر می‌کند و اگر تنها تظاهر وضعیت کسی رفتار ضد اجتماعی باشد باید او را طبق DSM-5 به عنوان رفتار بزهکارانه بدون اختلال شخصیت ضد اجتماعی طبقه‌بندی نمود.

افتراق اختلال شخصیت ضد اجتماعی از سوء مصرف مواد دشوار است. اگر رفتار ضد اجتماعی و سوءمصرف مواد هر دو از کودکی شروع شده باشند و تا بزرگسالی هم ادامه یافته باشند هر دو تشخیص را باید مطرح ساخت؛ اما اگر رفتار ضد اجتماعی بیمار به وضوح ناشی از اختلال پیش مرضی دیگری مثل سوء مصرف الکل یا سایر مواد باشد مطرح ساختن اختلال شخصیت ضد اجتماعی به عنوان تشخیص موجه نیست. بالینگر وقتی که دارد تشخیص اختلال شخصیت ضد اجتماعی را مطرح می کند، وضعیت اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و جنسیتش را نیز بر تظاهرات آن باید مورد توجه قرار داده باشد. وانگهی تا زمانی که کم توانی ذهنی، اسکیزوفرنی یا مانیا بتوانند علائم بیمار را توجیه کنند مطرح کردن تشخیص اختلال شخصیت ضد اجتماعی مجاز و موجه نیست.

سیر و پیش آگهی

اوج رفتارهای ضد اجتماعی بیمار در اواخر نوجوانی از بیمار سر می‌زند. پیش‌آگهی این اختلال متغیر است. برخی گزارش‌ها حاکی از آن است که با پا به سن گذاشتن بیمار از علائمش کاسته می‌شود. بسیاری از این بیماران اختلال جسمانی سازی و شکایات متعدد جسمی هم دارند. اختلالات افسردگی، اختلالات مرتبط با مصرف الکل و سوءمصرف سایر مواد نیز در این ها شایع است.

درمان اختلال ضد اجتماعی

 روان درمانی: بیمار دچار اختلال شخصیت ضد اجتماعی اگر در جای ثابتی نگهداری شود؛ مثلاً در بیمارستان بستری شود، اغلب به روان درمانی تن می دهد و اگر خود را در میان عده ای مثل خودش بیابد بی انگیزگی اش برای تغییر هم از بین می‌رود. شاید از همین رو است که گرو‌ه‌های خودیاری در تخفیف این اختلال مفیدتر از زندان بوده اند.

 دارو درمانی: برای مقابله با علائم ناتوان کننده ای مثل اضطراب و افسردگی از درمان دارویی استفاده می‌ کنند. اما از آنجا که این بیماران اغلب دچار سوء مصرف مواد نیز هستند، دارو را باید حساب شده مصرف کرد. کوشش‌هایی هم شده است که سوخت و ساز کاتکولامینها را با دارو تغییر دهند و رفتارهای تکانشی را با داروهای ضد تشنج مهار کنند. آنتاگونیست های گیرنده بتا آدرنرژیک به منظور کاهش پرخاشگری به کار می روند.

اختلال شخصیت مرزی، از اختلالات شخصیت کلاستر B

بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی در مرز روان رنجوری و روان پریشی قرار دارند و مشخصه آنها ناپایداری حالت عاطفی، خودِ رفتار، روابط آبژه و خود انگاره آنها است. این اختلال را به نام‌های اسکیزوفرنی موقت، شخصیت انگاری، اسکیزوفرنی شبه نوروتیک و اختلال منش سایکوتیک نیز خوانده اند.

 همهگیرشناسی

تاکنون هیچ مطالعه ای نشده که میزان قطعی شیوع این اختلال را نشان دهد اما به نظر می‌رسد در 1 تا 2 درصد از جمعیت وجود داشته باشد و در زن ها نیز دو برابر مرد ها شایع است. شیوع اختلال افسردگی اساسی، اختلالات مربوط به مصرف الکل و سوء مصرف مواد در بستگان درجه اول افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی بیشتر از جمعیت عمومی است.

اختلال شخصیت مرزی

ملاک های تشخیصی DSM-5 در مورد اختلال شخصیت مرزی

یک الگوی نافذ از بی ثباتی در روابط بین فردی، خود انگاره و عواطف و تکانشگری بارز که از اوایل بزرگسالی آغاز شده و در زمینه های مختلف بروز می کند و با ۵ مورد یا بیشتر از موارد زیر مشخص می‌شود:

 1) تلاشی سراسیمه برای اجتناب از رهاشدگی واقعی یا خیالی ( توجه: رفتار خودکشی یا خود جرحی مطرح شده در ملاک ۵ را شامل نمی شود).

2) روابط بین فردی بی‌ثبات و پر شور و هیجان که مشخصه اش تناوب بین دو قطب افراطیِ آرمانی سازی و بی ارزش نمایی مشخص می‌شود.

3) آشفتگی هویت: بی ثبات بودن دائم و بارز خودانگاره یا احساس فرد در مورد خودش.

4) تکانشگری دست کم در دو حوزه بالقوه آسیب‌زا (مانند ولخرجی، رابطه جنسی، سوء مصرف مواد، رانندگی بی احتیاط، پرخوری). ( توجه: رفتار خودکشی و خودزنی مطرح شده در ملاک ۵ را شامل نمی شود).

5) اقدام، ژست یا تهدید به خودکشی یا خود زنی مکرر.

6) بی ثباتی عاطفی ناشی از واکنش های شدید خلقی ( مانند احساس ملال و دلتنگی شدید دوره‌ای، تحریک‌پذیری یا اضطرابی که معمولاً چندین ساعت به طول انجامیده و به ندرت بیش از چند روز ادامه پیدا می‌کند).

7) احساس مزمن پوچی

8) خشم شدید و نامتناسب یا دشواری در کنترل خشم (مانند بروز مکرر تندخویی، خشم پیاپی و مستمر، نزاع های متعدد)

9) افکار پارانوئید یا علائم شدید تجزیه ای گذرا در مواقع استرس

 خصایص بالینی

بیماران دچار اختلال شخصیت مرزی تقریباً همیشه به نظر می‌رسد که در بحران به سر می‌برند. چرخش های سریع خلق در این ها شایع است. یک لحظه ممکن است نزاع طلب باشند، لحظه بعد افسرده و لحظه‌ای دیگر شاکی از اینکه هیچ احساسی ندارند. اینگونه بیماران ممکن است حملات روانپریشی با عمر کوتاه داشته باشند که اصطلاحاً حملات میکرو سایکوتیک خوانده می‌شود. اما حملات شدید و تمام عیار روان پریشی در این ها دیده نمی شود. در واقع علائم روان پریشی که بیماران دچار اختلال شخصیت مرزی پیدا می‌کنند و تقریباً همیشه محدود، گذرا و مشکوک است. رفتار اینگونه بیماران بسیار غیرقابل پیش‌بینی است و از همین رو آنها تقریباً هیچ وقت به آن مقدار کارایی که در توانشان هست دست نمی یابند. دردناک بودن ذاتی زندگی آنها در خودزنی های مکررشان مشهود است.

اینگونه بیماران برای جلب کمک دیگران، ابراز خشم یا برای کرخت کردن خود در برابر حالت عاطفی فلج‌کننده ای که دارند، ممکن است خودزنی کنند؛ یا به اشکال دیگری به جرح خود بپردازند. بیماران دچار اختلال شخصیت مرزی چون احساس وابستگی و خصومت را همزمان دارند روابط بین فردی شان آشفته و به هم ریخته است. ممکن است به کسی که احساس نزدیکی با او می‌کنند وابسته شوند و از طرف دیگر نسبت به دوستان صمیمی خود هم اگر احساس سرخوردگی پیدا کنند خشم بسیار زیادی ابراز کنند.

بیماران دچار اختلال شخصیت مرزی نمی توانند تنهایی را تحمل کنند و برای رهایی خود حتی به نحوی دیوانه‌وار به جستجوی ایجاد رابطه بر می آیند و اگر این رابطه برای خودشان ارضا کننده نباشد آنها برای رفع تنهایی خود حتی اگر بی فایده هم باشد با غریبه ها دوست می شوند یا به بی بند و باری می‌ افتند. آن ها اغلب از احساس مزمن پوچی و بی حوصلگی و فقدان احساس هویتی یکدست شاکی اند و وقتی تحت فشار قرار می‌گیرند از این شکایت می کند که اکثر اوقات علیرغم ابراز شدید حالات عاطفیِ دیگر بسیار افسرده اند.

روابط بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی نیز مختل می شود چون همه افراد را یا خوب مطلق می‌پندارند یا بد مطلق؛ یعنی افراد به نظر آن ها یا حامی هستند و لذا باید به آنها دل بست یا منفور و آزار گر هستند و احساس امنیت آنها را مختل می کنند. نتیجه ی این تفکر دو نیم سازی است که بیمار افراد را یا آرمانی می بیند ویا به کلی فاقد ارزش.

تشخیص افتراقی

 افتراق بیماران مرزی از افراد مبتلا به اسکیزوفرنیا بر این اساس ممکن است که در بیماران مرزی حملات روانپریشی، اختلال فکری یا سایر علائم کلاسیک اسکیزوفرنی هیچ وقت به مدت طولانی وجود ندارد. بیماران دچار اختلال شخصیت اسکیزوتایپی نیز نحوه ی تفکر بسیار منحصر به فرد ( افکار عجیب و افکار مکرر انتساب به خود) دارند.

سیر و پیش آگهی

این اختلال کم و بیش باثبات است به طوری که بیماران در طی زمان تغییر چندانی نمی کنند. در مطالعات طولی دیده نشده که به اسکیزوفرنیا تبدیل شود؛ اما میزان بروز حملات افسردگی اساسی در این بیماران زیاد است. این تشخیص معمولاً پیش از ۴۰ سالگی مطرح می‌شود چون در این دوره است که بیمار باید برای شغل ازدواج و سایر مسائل مهم خود تصمیم بگیرد و به انتخاب دست بزنند و نمی‌تواند با این مراحل که در چرخه زندگی به طور طبیعی پیش می آید درست برخورد کند.

درمان

 روان درمانی: در  مورد روان درمانی افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی که درمان انتخابی آنهاست تحقیقات بسیاری شده است و دارو درمانی را هم برای رسیدن به بهترین نتایج به این برنامه درمانی افزوده‌اند.

رویکرد معطوف به واقعیت موثرتر از تفسیر عمیق ناخودآگاه بیمار است. درمانگران از رفتار درمانی هم برای مهار تکانه ها و فوران های خشم بیمار و برای کم کردن حساسیت و به انتقاد استفاده کرده‌اند. آموزش مهارت های اجتماعی به ویژه با استفاده از تماشای مجدد فیلم ویدیویی رفتارهای خود مفید است و باعث می‌شود که بیمار بتواند اثر اعمالش را بر دیگران ببیند و از این طریق رفتار بین فردی خود را بهتر کند. بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی اگر در محیط های بیمارستانی تحت روان درمانی فردی و گروهی قرار بگیرند نتیجه خوبی به دست می آید.

درمان رفتاری دیالکتیک: نوع خاصی از روان درمانی ست که برای بیماران دچار اختلال شخصیت مرزی به‌خصوص افراد دچار رفتارهای شبه خودزنی های مکرر به کار رفته است.

درمان مبتنی بر ذهنیت سازی: یک مفهوم اجتماعی است که به فرد امکان می دهد نسبت به حالات روانی خود و دیگران حساس باشد و از آگاهی فرد از فرآیندهای روانی و حالت ذهنی که در روابط بین فردی بروز می کند، حاصل می شود.

روان درمانی معطوف به انتقال: شکل تعدیل شده از روان درمانی روان پویشی مورد استفاده برای درمان اختلال شخصیت مرزی است که مبتنی بر نظریه روابط ابژه ای اتو کرنبرگ  است.  در این رابطه درمانگر در کار با بیمار به دو فرآیند عمده تکیه می کند: نخست شفاف سازی که طی آن انتقال به شکل مستقیم تر از روان درمانی سنتی تحلیل می‌شود. به طوری که بیمار به سرعت از تحلیل های خود در مورد درمانگر آگاه می شود. جز دوم رویاسازی است که طی آن درمانگر نشان می‌دهد که این تعریف های انتقالی چگونه در روابط بین فردی با دیگران تداخل ایجاد می‌کنند.

 دارو درمانی: برای مقابله با خصایص شخصیتی معینی که کارکرد کلی بیمار مبتلا به اختلال شخصیت مرزی را به هم می‌زند دارودرمانی مفید است. داروهای ضد روان پریشی برای مهار خشم، خصومت و حملات گذرای روانپریشی به کار میرود. داروهای ضد افسردگی، خلق افسرده را که در این بیماران شایع است بهبود می‌بخشد. مهارکننده‌های مونوآمین اکسیداز در برخی از بیماران برای میزان کردن رفتار تکانشی آنها موثر بوده است. بنزودیازپین ها به ویژه  آلپرازولام برای رفع اضطراب و افسردگی مفید است منتها در برخی از بیماران با مصرف این دسته از داروها مهار گسیختگی دیده شده است. داروهای ضد صرع مثل کاربامازین ممکن است کارکرد کلی برخی از بیماران را بهتر کند. داروهای سروتونرژیک مثل مهارکننده های انتخابی بازجذب به سروتونین نیز در برخی از بیماران مفید بوده است.

اختلال شخصیت نمایشی

افراد مبتلا به اختلال شخصیت نمایشی تحریک‌پذیر و هیجانی و رفتاری پر رنگ و لعاب، نمایشی و برون گرایانه دارند. اما علیرغم رفتار متظاهرانه و پر زرق و برقی که دارند اغلب نمی‌توانند وابستگی عمیقی را به مدت طولانی حفظ کنند.

همه گیر شناسی

میزان شیوع اختلال شخصیت نمایشی حدود ۱ تا ۳ درصد است. با ارزیابی های ساختار یافته در بیماران بستری و سرپایی مراکز بهداشت روان مقادیر حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد نیز گزارش شده است. این تشخیص در زن ها بیشتر از مردها مطرح شده است. در برخی از مطالعات ارتباطی میان این اختلال و اختلال جسمانی سازی و اختلالات مربوط به مصرف الکل دیده شده است.

تشخیص

بیماران مبتلا به اختلال شخصیت نمایشی در مصاحبه همکاری خوبی دارند و مشتاق اند که تاریخچه خود را با جزئیات کامل ارائه دهند. در صحبت کردن آنها ژست ها و تاکید ها و مکث های نمایشی شایع است. لغزش های زبانی در گفتار آنها زیاد است و زبانی پر زرق و برق و پر رنگ و لعاب دارند. اظهارنظرهای عاطفی در آنها شایع است اما اگر مجبورشان کنید که وجود احساس خاصی مثل خشم، اندوه و خواسته های جنسی را قبول کنند، ابراز تعجب یا نارضایتی از این کار می کنند. از معاینه شناختی آنها معمولاً نتایج طبیعی به دست می آید جز اینکه در تکالیف مربوط به تمرکز یا ریاضیات ممکن است پافشاری نشان دهند و موضوعات عاطفی را  خیلی زود از یاد می برند.

اختلال شخصیت نمایشی

 ملاک های تشخیصی در مورد اختلال شخصیت نمایشی در DSM-5

الگوی نافذی از هیجان پذیری مفرط و توجه طلبی که از اوایل بزرگسالی شروع شده و در زمینه های مختلف بروز نموده و با ۵ مورد یا بیشتر از موارد زیر مشخص می‌شود:

1) احساس ناراحتی در موقعیت‌هایی که مرکز توجه نباشند.

2) مشخصه تعامل با دیگران اغلب رفتار نامناسب برانگیزاننده یا اغواگرانه جنسی است.

3) ابراز احساساتش به سرعت تغییر می‌کند و سطحی است.

 4)پیوسته از وضعیت ظاهری خود برای جلب توجه استفاده می کند.

 5) شیوه گفتار وی بسیار برداشت گرایانه و فاقد جزئیات است.

 6) ابراز هیجانی وی اغراق آمیز، تاتر گونه و توام با خود نمایشی است.

 7) تلقین پذیر است. یعنی به سادگی تحت تاثیر افراد یا شرایط قرار می‌گیرد.

8) روابط را بیش از حد واقعی آن صمیمی تلقی می کند.

خصایص بالینی

 بیماران مبتلا به اختلال شخصیت نمایشی رفتار توجه طلبانه ی بسیار زیادی از خود نشان می دهند. آنها در افکار و احساسات خود اغلب مبالغه می کنند و هر چیز ساده‌ای را مهمتر از آنچه در واقع هست جلوه می‌دهند. اگر کانون توجه واقع نشوند یا تحسین و تایید نشوند تندخو می‌شوند، زیر گریه می زنند و دیگران را ملامت می کنند و به آنها افتراق های ناروا می زنند. رفتار اغواگرانه در اینگونه بیماران از هر جنسی که باشند شایع است. پرداختن به تخیلات جنسی در مورد افرادی که با آنها رابطه دارند در این ها شایع است منتها این تخیلات را همیشه بر زبان نمی آورند و به عوض اینکه از نظر جنسی پرخاشگر باشند، عشوه گر هستند.

این بیماران ممکن است که به کج کاری روانی جنسی مبتلا باشند. نیاز آنها به مطمئن ساختن خود تمامی ندارد با این حال روابط آنها اغلب سطحی است و ممکن است افرادی مغرور، غرق در خود و دمدمی مزاج باشند. نیازهای بسیار شدید آنها به وابستگی باعث می شود که زود به هرکسی اعتماد کنند و خیلی راحت بشود فریبشان داد. این افراد اگر تحت فشار روانی قرار گیرند حس واقعی سنجشان به راحتی مختل می‌شود.

تشخیص افتراقی

 افتراق نهادن میان اختلال شخصیت نمایشی و اختلال شخصیت مرزی دشوار است. البته اقدام به خودکشی، ابهام در هویت و حملات گذرای روان پریشی در اختلال شخصیت مرزی محتمل تر است. گرچه می شود در یک بیمار هر دو تشخیص مذکور را مطرح کرد اما بالینگر باید بتواند این دو را از هم تفکیک کند. اختلال جسمانی سازی نیز ممکن است همزمان با اختلال شخصیت نمایشی پیدا شود.

 سیر و پیش آگهی

 با بالا رفتن سن علائم کمتری در بیماران مبتلا به اختلال شخصیت نمایشی دیده می شود، اما از آنجا که انرژی این بیماران نیز با افزایش سن کمتر می‌شود، تفاوتی که در علائم آن ها دیده می شود ممکن است ظاهری باشد نه واقعی. این بیماران افرادی هیجان طلب هستند و ممکن است با قانون درگیر شوند. به سوء مصرف مواد روی آورند یا لاابالی گری کنند.

 درمان

 بیماران دچار اختلال شخصیت نمایشی اغلب از احساسات واقعی خود بی‌خبرند. نظارت بر احساسات درونی آنها فرایند درمانی مهمی است. روان درمانی مبتنی بر روانکاوی چه به صورت گروهی و چه به صورت فردی شاید درمان انتخابی اختلال شخصیت نمایشی باشد. برای برخی علائم می‌شود از دارو درمانی هم به صورت کمکی استفاده کرد. مثل استفاده از داروهای ضد افسردگی برای افسردگی و علائم جسمی، داروهای ضد اضطراب برای اضطراب و داروهای ضد روان پریشی برای گسست از واقعیت و خطاهای ادراکی.

اختلال شخصیت خودشیفته، از اختلالات شخصیت کلاستر B

مشخصه افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته خود بزرگ بینی آنهاست. احساس می کنند آدم بسیار مهمی هستند و از جهاتی نظیر ندارند اما در پشت این احساسات، عزت نفس شکننده ای دارند و حتی نسبت به انتقادی های جزئی هم آسیب پذیرند.

شخصیت خودشیفته

 همه گیر شناسی

 طبق DSM-5 تقریبا اختلال شخصیت خود شیفته ۱ تا ۶ درصد از جمعیت عمومی است. خطر وقوع این اختلال در فرزندان افراد مبتلا  ممکن است بیشتر از دیگران باشد چون آنها احساس غیر واقع بینانه همه توانی یعنی قدرت مطلق، ود بزرگ بینی، زیبا بودن و باهوش بودن را در ذهن فرزندان خود نیز می کارند.

 ملاک های تشخیصی DSM-5 در مورد اختلال شخصیت خودشیفته

 الگوی نافذی از خود بزرگ بینی (در عالم خیال یا رفتار) نیاز به تحسین، فقدان همدلی که از اوایل بزرگسالی آغاز شده و در زمینه‌های مختلف به چشم می خورد و با ۵ مورد یا بیشتر از موارد زیر مشخص می‌شود:

1)احساس خود بزرگ بینی به صورت مهم پنداشتن خود( مثلاً در مورد دستاورد ها و استعدادهای خود اغراق کند؛ انتظار دارد بدون آنکه به موفقیت چشمگیری دست یافته باشد او را آدم بزرگ و برتری بدانند) .

2) با خیال پردازی هایی در زمینه موفقیت بی حد و حصر، قدرت، هوش و استعداد، زیبایی یا عشق ایده‌آل اشتغال ذهنی دارد.

3) معتقد است که خاص و بی همتاست و فقط افراد یا موسسات خاص یا عالی‌رتبه قادر به درک وی هستند و بایستی تنها با آنها رابطه داشته باشد.

4) نیاز مفرط به تحسین.

5) وجود احساس محق بودن( یعنی به شکل نامعقولی انتظار داشته باشد برخوردی بسیار مطلوب با وی صورت گیرد یا افراد بی چون و چرا تسلیم خواسته هایش شوند).

6) در روابط بین فردی استثمارگر است.( از دیگران برای رسیدن به اهداف خود سوء استفاده می‌کند).

7) فقدان همدلی؛ تمایلی برای درک شناخت، احساسات و نیازهای دیگران ندارد.

 8) اغلب به دیگران حسادت می‌ورزد یا معتقد است که دیگران به وی حسادت می کنند.

9) رفتار ها یا نگرش های پرنخوت و متکبرانه نشان می‌دهد.

خصایص بالینی

احساس خود بزرگ بینی می کنند و خود را آدم مهمی می‌پندارند. فکر می‌کنند شخص منحصر به فردی هستند و باید دیگران به طرز خاصی با آنها رفتار کنند. تحمل انتقاد را ندارند و از اینکه کسی به خود اجازه انتقاد کردن از آنها را می‌دهد عصبانی می شوند یا ممکن است بی اعتنایی کامل به انتقادها از خود نشان دهند. آنها فقط نظر خود را قبول دارند و اغلب در  طمع کسب شهرت و ثروت باد آورده اند. روابط آنها شکننده است و چون به قواعد مرسوم رفتار تن در نمی دهند ممکن است خون دیگران را به جوش آورند. رفتار استثمار گرانه در روابط بین فردی آنها چیز کاملاً پیش پا افتاده و رایجی است.

این ها نمی‌توانند همدلی از خود نشان دهند و تنها برای دستیابی به اهداف خود خواهانه ی خودشان تظاهر به همدردی می کنند. اعتماد به نفس این بیماران شکننده است و آنها مستعد افسردگی هستند. مشکلات بین فردی، مشکلات شغلی، طرد و از دست دادن محبت دیگران از جمله فشارهای روانی شایعی است که خودشیفته ها با رفتارشان برای خودشان ایجاد می‌کنند و همین فشارها نیز همان‌هایی است که اینها نمی توانند از پسشان برآیند.

 تشخیص افتراقی

هر سه اختلال شخصیت مرزی، نمایشی، و ضد اجتماعی، اغلب همزمان با اختلالات شخصیت خودشیفته در یک فرد وجود دارد و این به معنای آن است که تشخیص افتراقی آن ها از هم بسیار دشوار است. بیماران دچار اختلال شخصیت خودشیفته کمتر از بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی اضطراب دارند، زندگیشان کمتر از آنها آشوبناک است و کمتر اقدام به خودکشی می‌کنند. در بیماران دچار اختلال شخصیت ضد اجتماعی سابقه رفتار تکانشی وجود دارد که اغلب به سوء مصرف الکل و سایر مواد مربوط است و باعث می‌شود که گرفتاری های مکرر قانونی پیدا کنند. در بیماران مبتلا به اختلال شخصیت نمایشی خصایصی از نمایشگری و بازی دادن دیگران در روابط بین فردی دیده می‌شود که با آنچه در بیماران مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته دیده می شود مشابهت دارد.

سیر و پیش آگهی

اختلال شخصیت خودشیفته اختلالی مزمن و صعب‌العلاج است. اینگونه بیماران پیوسته باید متحمل ضربه‌های شود که در نتیجه رفتار خودشان یا وقایع زندگی و خودشیفتگی شان وارد می‌شود. آنها نمی توانند پیری را تاب بیاورند چون زیبایی، قدرت و مزایای جوانی برایشان مهم است و آن ها دو دستی به این چیزها چسبیده اند. به همین دلیل در برابر بحران های میانسالی آسیب پذیر تر از دیگران هستند.

 درمان

روان درمانی: درمان اختلال شخصیت خودشیفته دشوار است چون اگر قرار است پیشرفتی در کار حاصل شود بیمار باید از خودشیفتگی خود دست بردارد. گروه درمانی  نیز برای بیماران خودشیفته توصیه می شود تا آنها بتوانند چگونگی مشارکت با دیگران را یاد گرفته و تحت شرایط ایده‌آل، واکنشی توام با همدلی نسبت به دیگران نشان دهند.

 دارودرمانی: برای بیمارانی که یکی از علائم بالینی شان چرخش‌های سریع خلق است، لیتیوم به کار می‌برند. از آنجا که بیماران مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته نمی توانند طرد را تحمل کنند مستعد افسردگی هستند، داروهای ضد  افسردگی به ویژه داروهای سروتونرژیک می توانند مفید واقع شوند.


پژوهشگر: نسرین یوسفی، کارشناس ارشد روانشناسی

ویرایشگر علمی: یاسمن اکبرزاده، کارشناس ارشد روانشناسی بالینی

بازبینی: امین زندی روانشناس بالینی

نوشتهٔ پیشین
اختلالات اضطرابی چیست؟ علایم،دلایل و درمان
نوشتهٔ بعدی
دروغ هایی که به خود می گوییم اثر جان فردریکسون

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
فهرست
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x
()
x